|
|
مستند خلاق از نگاه احمد طالبی نژاد
پرونده سينماي مستند
- ۱۰ آبان ۱۳۸۷ - منبع : سینمافردا
|
اطلاعرساني به عنوان وظيفهي اصلي، اين نوع مستند دربرگيرندهي نگاه و ذهن خلاق سازندهاش نيز است
پيش از ورود به بحث اصلي يعني مستند خلاق يا خلاقانه، لازم است به ماهيت فيلم مستند و كاركردهايش اشاره كنم. چنانكه از عنوان تركيبي فيلم مستند برميآيد، اين عنوان به آثاري اطلاق ميشود كه مضمون، محتوا، عناصر و شخصيتهاي آنها واقعي باشد تا بتوان از اين آثار به عنوان سند براي اثبات واقعيات بهره گرفت؛ به عبارت ديگر فيلم مستند يعني «عين واقعيت»، كه ميتواند حتي در يك محكمهي قضايي به عنوان سند مورد استناد قرار گيرد.
اما آثاري از جنس و سنخ فيلمهاي «عباس كيارستمي»، «ابوالفضل جليلي» و ديگر سينماگراني كه از مواد و مصالح واقعي مثلاً نابازيگران بهره ميگيرند و ساختار كليشان بر مبناي عناصر دراماتيك شكل گرفته به هيچ وجه مستند قلمداد نميشوند، هرچند شاخهي تازهيي از سينماي مستند را ميتوان شناسايي كرد كه ضمن برخورداري از ويژگيهاي يك سند واقعي پيرنگ خفيف داستاني هم دارد كه اين شاخه مستند داستاني قلمداد ميشود.
پيش از اشاره به ويژگيهاي مستند خلاق، ميتوان در يك تقسيمبندي ساده فيلمهاي مستند را در دو دستهي كلي قرار داد: الف - مستند خبري يا گزارشي ب - مستند خلاق يا خلاقانه
الف - مستند خبري يا گزارشي وظيفهي اصلي اين نوع مستند، خبررساني در شكل گزارشي و تفسير حوادث است، بنابراين در ساخت و پرداخت فيلم مستند خبري يا گزارشي فرصتي براي اعمال خلاقيت هنري وجود ندارد، كافي است امكاناتي مانند دوربين و مواد خام در اختيار داشته باشيم و موضوع هم برايمان مشخص باشد؛ مثلاً بازديد يك مقام عاليرتبه از يك كارخانه، وقوع سيل يا ديگر حوادث غيرمترقبه، ديدار مقامات سياسي كشورها و هزاران موضوع سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ... كه روزانه در جهان اتفاق ميافتند. ارزش اين نوع فيلم در بهروز بودن و خبررساني درست است، اما به لحاظ تاريخي مستندهايي از اين دست بهطور قطع ارزش آرشيوي دارند.
ب - مستند خلاق يا خلاقانه به غير از ويژگيهايي كه در بالا ذكر شد، بهويژه اطلاعرساني به عنوان وظيفهي اصلي، اين نوع مستند دربرگيرندهي نگاه و ذهن خلاق سازندهاش نيز است. در اينجا سازندهي اثر و سليقه و نگاه خاص اوست كه به فيلم ارزش هنري ميدهد و آن را از نمايش يا ارايهي يك واقعيت صرف فراتر ميبرد.
اگر در نوع اول نيازي به طرح يا فيلمنامه و اصولاً مراحل مقدماتي تحقيق و جستوجو نيست و تنها ميتوان بر مبناي اتفاقي كه در لحظه ميافتد تصاويري مناسب عرضه كرد، در نوع دوم قطعاً به تمام عناصر يادشده يعني تحقيق و جستوجو، نگارش طرح اوليه و در صورت لزوم فيلمنامهي كامل نياز داريم تا بر مبناي آنها تصاوير مورد نياز را ثبت و ضبط كنيم؛ هرچند در عرصهي مستندسازي فيلمساز بايد آمادگي ثبت، ضبط و نمايش نماهاي پيشبينينشده را داشته باشد و نميتوان با دكوپاژ آهنين سر صحنه رفت، ضمن اين كه فرم نهايي فيلم مستند روي ميز تدوين شكل ميگيرد. اما براي رسيدن به فرم دلخواه بهطور قطع بايد مواد كافي در اختيار داشت، بر اين اساس مستندهاي خلاقانه را ميتوان بر مبناي موضوع در اشكال زير دستهبندي كرد:
1-مستند قوم شناسی اين شاخه از سينماي مستند كه قدمت قابل توجهي دارد، با هدف شناساندن اقوام، جوامع و فرهنگهاي مختلف ساخته شده و به لحاظ موضوعي، از جذابترين انواع فيلم مستند محسوب ميشود.
بسياري از اقوام و فرهنگهاي ناشناخته، از طريق فيلمهاي مستند به جهانيان شناسانده شدهاند؛ به عنوان نمونه «ژان روش»، مستندساز برجستهي فرانسوي، از جمله سينماگراني است كه با آثار متعدد خود دربارهي اقوام و قبايل آفريقايي باعث شناسايي ويژگيهاي اين اقوام كه اغلب در بدويترين شكل ممكن زيست ميكنند شده و او را به نوعي ميتوان كاشف اين مردمان دانست. در سينماي ايران هم تعدادي از مستندسازان همّ و غم خود را صرف شناساندن خردهفرهنگها، اقوام و جوامع كمتر شناختهشده كردهاند. «فرهاد وراهرام»، مستندساز خوب ايراني، بيشترين تلاشش را معطوف معرفي ويژگيهاي فرهنگي، معيشتي و ديگر وجوه اجتماعي كردهاي ايران كرده يا «فرهاد مهرانفر» در طول 20 سال تلاش توانسته است تعدادي فيلم مستند دربارهي طالشيها - قومي كه در مناطق كوهستاني شمال گيلان زندگي ميكنند - خلق كند.
2-مستند معماري و بناهاي تاريخي اين نوع مستند نيز سابقهي قابل توجهي دارد. در اين شاخه از سينماي مستند خلاق فيلمساز با نگاه ويژهي خود، به معرفي بناهايي همچون كاروانسراها، مساجد، بقاع متبركه، مدارس، باغها، خانههاي قديمي و ديگر بناهايي كه ضمن برخورداري از قدمت تاريخي، از لحاظ هنر معماري هم داراي ويژگيهايي هستند و كاركرد و كاربرد آنها ميپردازد. «منوچهر طياب»، مستندساز برجستهي ايراني، با 40 سال فعاليت در اين عرصه نقش عمدهيي در معرفي و شناساندن آثار و ابنيهي تاريخي و ارزشمند ايران داشته، از جمله با فيلمهايي كه دربارهي آثار كمنظير شهر اصفهان خلق كرده است؛ «مسجد شيخلطفالله»، «عاليقاپو»، «چهلستون» و ...
3-مستند حياتوحش يا رازبقا راز بقا عنوان كلي فيلمهاي مستندي است كه در آنها به گونههاي جانوري و شيوههاي زيستن و تنازع بقايشان پرداخته ميشود - در شبكههاي تلويزيوني ايران نيز اين عنوان شناختهشده است - اما حياتوحش عنوان مناسبتر و گستردهتري است، چرا كه ميتواند گونههاي گياهي را هم شامل شود. توليد اين نوع فيلم مستند دشوارتر، وقتگيرتر و از جهاتي خطرناكتر از ساير انواع مستند است، چون نيازمند امكانات ويژه و صبوري بيش از حد است؛ به عنوان نمونه براي نمايش تخمگذاري يا زايمان برخي از جانوران و يا روييدن برخي گياهان و گل دادن آنها، بايد روزهاي متوالي در كمين نشست تا اتفاق مورد نظر واقع شود. بر اين اساس متأسفانه مستندسازان ايراني به دلايل متعدد از جمله كمبود سرمايه، در اين نوع مستند تا حدود زيادي كمكار بودهاند و كمتر نمونهي قابل وصفي از اين نوع فيلم در مستندسازي ايران سراغ داريم.
4-مستند آموزشي از اواسط دههي 1330 همزمان با اجراي اصل 4 ترومن در ايران براي تغيير شرايط اجتماعي، گروهي از مستندسازان دانشگاه سيراكيوز آمريكا راهي ايران شدند تا با استفاده از امكانات بالقوهي سينما وضعيت موجود را تبيين و سپس شيوههاي تغيير شرايط را پيشنهاد دهند؛ حاصل اين كار گروهي توليد چند فيلم مستند آموزشي با لحني ساده و همهفهم براي مردم ايران بود، آثاري مانند «مدرسههايتان را نو كنيد» يا «حمامهاي بهداشتي» كه اين آثار معمولاً توسط واحدهاي سيار نمايش شبهنگام براي روستاييان به نمايش درميآمدند تا آنها را براي اجراي برنامههاي نوسازي و بهسازي آموزش دهند. در اواخر دههي 1340 شبكهي تلويزيوني آموزشي تأسيس شد كه عمدهي توليداتش فيلم و برنامههاي آموزشي براي مخاطبان مدارس و دانشگاهها بود كه بد نيست اشاره كنم نخستين جشنوارههاي سينمايي ايران نيز با عنوان «جشنوارهي فيلمهاي علمي و آموزنده» در سال 1342 برگزار شد كه همچنان به عنوان «جشنوارهي رشد» به فعاليت خود ادامه ميدهد و هدف آن ارايه و نمايش آثاري است كه با اهداف آموزشي توليد ميشوند.
اين شاخه از سينماي مستند از جمله انواع مستند است كه علاوه بر عنصر تحقيق، نيازمند طرح و فيلمنامهي از پيش نوشتهشده است تا ضمن صرفهجويي در هزينههاي توليد، با مضمون كتابهاي درسي و ويژگيهاي دريافتكنندگان پيام يعني دانشآموزان مقاطع مختلف آموزشي و حتي مخاطبان بزرگسال هماهنگ باشد. سازندگان مستندهاي آموزشي بايد بدانند كه مخاطب اصلي ايشان كيست و در چه گروه سني قرار دارد تا بتوانند با او ارتباط بيشتري برقرار كنند.
5-مستند تبليغاتي اين نوع مستند كه شامل فيلمهاي صنعتي و تيزرهاي تبليغاتي براي معرفي انواع كالا يا مراسم گوناگون ميشود، در سالهاي اخير و به مدد رشد كمّي رسانههاي تصويري پررونقترين نوع مستند در هر جاي جهان به حساب ميآيد. برخلاف تصور عامه كه مستندهاي تبليغاتي را فاقد ارزش و وجاهت هنري ميدانند، اگر خلاقيت لازم در ساخت و پرداخت آنها صورت گيرد ميتوانند از وجههي هنري قابل قبولي برخوردار باشند؛ به عنوان نمونه بايد به مستند 6 دقيقهيي «شيشه» اثر جاودانهي «برت هانسترا» اشاره كرد كه با هدف معرفي خط توليد يك كارخانهي بلورسازي ساخته شده و البته چنانكه بارها گفته شده اين فيلمساز يك مستند بلندمدت به سفارشدهندگان تحويل داده و از بين راشهاي آن، اين اثر برجسته را براي دل خود خلق كرده كه امروزه به عنوان يكي از نابترين آثار مستند هنري در اغلب مجامع سينمايي مورد توجه و بحث قرار ميگيرد.
ويژگي عمدهي اين شاخه از مستند آن است كه بايد در يك ظرف زماني محدود به معرفي كالا يا موضوعي بپردازد كه سفارشدهنده پيشنهاد داده است؛ در صورتي كه اغلب آثار مستند تبليغاتي ايراني، بهويژه آنها كه به معرفي يك سازمان، نهاد يا خط توليد يك كارخانه ميپردازند، مملو از مصاحبههاي طولاني با مديران و مسئولان است و كسالت و تكرار، ويژگي عمدهي آنها به حساب ميآيد.
6-مستند اجتماعي به آن دسته از فيلمهاي مستند اطلاق ميشود كه موضوع و مضمون آنها مسايل اجتماعي است و بهطبع نقادانهترين نوع مستند به حساب ميآيد؛ آثاري كه ميكوشند با تأكيد بر مسايل و مشكلات اجتماعي، نگاهها را به سوي نارساييها جلب كنند.
اين شاخه از سينماي مستند در سالهاي اخير رشد قابل توجهي داشته و سينماگران ايراني با خلق آثاري ارزشمند كوشيدهاند ديدگاههاي خود را در قبال نارساييهاي اجتماعي بيان كنند. «رخشان بنياعتماد»، سينماگر نامآور ايراني، كارش را با ساختن آثار مستند با صبغهي اجتماعي آغاز كرد و تعدادي از فيلمهاي او از جمله تكاندهندهترين مستندهاي اجتماعي محسوب ميشوند؛ شاخصترين اثرش در اين زمينه، مستند «اين فيلمها را به كي نشون ميدين» نام دارد كه به سفارش شهرداري تهران دربارهي شهرك فاطميه در جنوب تهران ساخته شده و دربرگيرندهي صحنههاي هولناكي از زندگي حاشيهنشينان كلانشهر تهران است. «تهران انار ندارد» ساختهي «مسعود بخشي» نيز كه با لحني طنزآميز به تاريخچه و شرايط روز تهران ميپردازد، از موفقترين آثار مستند اجتماعي ايران به حساب ميآيد. «پوران درخشنده، ابراهيم مختاري، پيروز كلانتري، محمد شيرواني، مهرداد اسكويي و خسرو سينايي» از ديگر سازندگان مستندهاي اجتماعي هستند.
7-مستند چهرهها يا بيوگرافيك (پرتره) اين نوع فيلم مستند به معرفي چهرههاي شاخص تاريخي، علمي، هنري، سياسي، اقتصادي و ديگر شخصيتهايي ميپردازد كه نقش مهمي در تاريخ اجتماعي جامعه داشتهاند و از شايعترين انواع فيلم مستند نيز به حساب ميآيد. براي خلق چنين آثاري بهطبع نيازمند آشنايي كامل با شخصيت مورد نظر هستيم كه اگر زنده باشد با تحقيق ميداني و اگر درگذشته، با تحقيقات كتابخانهيي و ميداني اين آشنايي فراهم ميشود. در اين باره تعداد قابل توجهي فيلم بهويژه در مورد هنرمندان، سينماگران، شهيدان، سرداران جنگ و ديگر شخصيتهاي مهم اجتماعي ساخته شدهاند. از اين نوع فيلم با عنوان مستند پرتره نام برده ميشود، اما عنوان چهرهها چون واژهي فارسي بوده مناسبتر و شايستهتر است.
8-مستند شاعرانه مستند شاعرانه به آثاري گفته ميشود كه در ساخت و پرداخت آنها از لحن و زباني شاعرانه بهره گرفته شده باشد. زبان شاعرانه با زبان نثر، متفاوت است؛ شعر نوعي جوشش دروني است كه از منطق روايي پيروي نميكند، بنابراين سازندهي يك اثر مستند شاعرانه بهطبع بايد از خلاقيت و ذهنيت شاعرانه برخوردار باشد تا اثرش بتواند به شعري تصويري تبديل شود.
مهم نيست كه موضوع مورد بحث فيلم چيست، مهم آن است كه نگاه فيلمساز نگاهي ظريف و شاعرانه به موضوع باشد؛ همچنانكه «فروغ فرخزاد» در اثر جاودانهاش «خانه سياه است» و «ناصر تقوايي» در مستند «اربعين»، با همين نگاه به سراغ مضامين اجتماعي رفتهاند.
9-مستند داستاني مستند داستاني اثري است كه ضمن برخورداري از ويژگيهاي اصلي يك فيلم مستند يعني وجوهي كه آن را به عنوان يك سند هويت ميبخشند داراي رگهيي دراماتيك هم باشد، به عبارت ديگر هنگامي كه ما در بيان يك واقعيت ميزانسنها را تغيير داده و خطي داستاني وارد فضا و روابط كنيم، اثر خلقشده دچار نوعي دوگانگي خواهد شد؛ به عنوان نمونه در اثر درخشان «پ مثل پليكان» ساختهي «پرويز كيمياوي» كه ضمن مستند بودن شخصيتها و وقايع از اواسط فيلم با ورود پسرك نوجوان و تشويق آن پيرمرد شاعرمسلك منزوي - آ سيدعليميرزا - به ديدن پليكاني كه در حوض باغ گلشن طبس پيدايش شده ميروند و ...، اين فيلمساز و فيلمنامهنويس او «نادر ابراهيمي» هستند كه مهار وقايع را در اختيار ميگيرند و سير حوادث حالتي دراماتيك به خود ميگيرد.
به هر حال مستند خلاق چنانكه ذكر شد گونهيي منفرد از سينماي مستند نيست، بلكه همهي انواع فيلم مستند را كه فراتر از نمايش صرف واقعيت عمل ميكنند در بر ميگيرد و در نهايت به اثري گفته ميشود كه تاريخ مصرف ندارد و در زمرهي آثار هنري ماندگار قرار ميگيرد.
مقالات مرتبط : ● فیلمنامه نویسی برای سینمای مستند ● جايگاه تدوين در سينماي مستند به روايت سه تدوينگر ● لزوم مستندسازی در تلویزیون ● پيشگامان عرصهي مستند ● نگاهي گذرا به تاريخ سينماي مستند ايران ● فیلم مستند شکلی از هنر ملّی
: براي به اشتراک گذاشتن اين مطلب با دوستان خود از لينک روبرو استفاده کنيد
|
۱
|
۱۹ خرداد ۱۳۸۸
شادمهر قلخاني
درود
من تو زمينه آداب و آئين بومي تحقيق و فعاليت مي كنم
آدابي كه در عين بومي و منحصر به فرد بودنش به همون اندازه قابليت جهاني ارائه شدن داشته باشه
به گمان من رقص ايراني بخصوص رقص كردي از نمونه هاييه كه مطلقا قدرت تاثير گذاري خودش رو در چهار چوب دنياي دو بعدي نشون نداده اين بحث مفصله خوشحال ميشم به وبي كه تازه براه انداختم يه سر بزنيد
آدرس : zagrosfilm.blogfa.com
درود |
|