این گروه خشن
۱۴ دي ۱۳۸۸ - منبع : سینمافردا نويسنده :
كودكان كشتن و كشته شدن را با تمامی زیر و بم آن به نظاره مینشینند . كشتن و كشته شدن بهتدریج تبدیل به دلمشغولی آنها میشود .
خلاصهی داستان فیلم سال 1914؛ «پایك» و افرادش در حمله به یك بانك، با مزدبگیران به كمین نشسته مواجه میشوند. «تورنتو» رییس دستهی مزدبگیران از دوستان قدیمی پایك است كه به علت خستگی از زندان و شكنجه، مجبور به همكاری شده است.
درگیری سختی به وقوع میپیوندد و بعد از كشته شدن چند نفر از نفرات گروه پایك و نیز مردم شهر، پایك به همراه بازماندههای گروهش موفق به فرار میشود. آن چه آنها از بانك دزدیدهاند تنها چند كیسه واشر است.
آنها به طرف مكزیك حركت میكنند و گروه تورنتو هم به تعقیب آنها میپردازد. پایك و گروهش در مكزیك با ژنرال «ماپاچه» وارد معاملهیی میشوند و به یك قطار ارتش آمریكا كه مواد منفجره و اسلحه حمل میكند، دستبرد میزنند.
در انتهای داستان پایك به خاطر آزادی یكی از اعضای خود به نبرد خونینی با ژنرال ماپاچه دست میزند. همهی گروه بهجز یك نفر در این مبارزه كشته میشوند. تورنتو از راه میرسد و به همراه یكی از بازماندههای گروه پایك برای دفاع از دهقانان مظلوم مكزیك راهی روستاهای آن حوالی میشود.
تجربهی 1: تیتراژ سینمای «سام پكینپا»، تصویرگر خشونت و مرگ است. كشت و كشتار، فصل جداییناپذیر آثار اوست. او مرگ را فریم به فریم به نمایش میگذارد.
تیتراژ این فیلم نمود عینی تعلق خاطر «پكینپا» به خشونت است: شناسنامهی فیلم با ثابت شدن تصاویر حك میشود و آخرین نوشته، نام كارگردان است. این نوشته بر روی تصویری از «ویلیام هولدن» حك میشود. او با آن حالت خاص چهرهاش (كه نشانگر خشمی پنهان است) رو به دوربین میگوید: هر كی جُم خورد، بكشش!
تجربهی 2: تمثیل در سكانس افتتاحیهی فیلم برای بیان موقعیت داستانی شخصیتها و ایجاد یك پیشزمینه (بهویژه برای گروه «پایك») از تمثیل زیبایی كمك گرفته شده است.
زمانی كه «پایك» و دار و دستهاش وارد شهر كوچك میشوند، عدهیی از بچهها مشغول بازی هستند. بازی آنها تمثیلی زیبا از موقعیت این گروه است: «عقربی در میان انبوهی از مورچهها گرفتار شده است».
«پایك» كه به قصد سرقت بانك وارد شهر شده، از حضور مزدبگیرانی كه به كمین نشستهاند، بیخبر است. لحظاتی بعد او متوجه میشود كه بانك، طعمهیی برای دستگیری او و گروهش بوده است. كشتاری راه میافتد و «پایك» در نهایت از مهلكه میگریزد.
هنگام خارج شدن از شهر باز با همان بچهها و بازی عجیبشان برخورد میكند؛ با این تفاوت كه این مرتبه عقرب در میان مورچهها در حال مرگ است.
تجربهی 3: پرداخت دراماتیكی كودكان معصوم معمولاً در آثار «پكینپا» در مركز خشونت قرار میگیرند و در فضای مملو از مرگ، بزرگ میشوند.
«پكینپا» در پرداخت دراماتیكی آثار خود، هیچ آسیبی به كودكان نمیرساند و آنها را برای تداوم خشونت پرورش میدهد.
فیلم « این گروه خشن» مثال خوبی برای تأیید این تداوم و حضور است: كودكان كشتن و كشته شدن را با تمامی زیر و بم آن به نظاره مینشینند (دو كودكی كه همدیگر را در آغوش گرفته و شاهد كشتار هستند).
كشتن و كشته شدن بهتدریج تبدیل به دلمشغولی آنها میشود (بازیهای كودكانهی آنها در میان اجساد و تبدیل شدن به پیك جنگی).
كودكان در نهایت خود در نبرد شركت جسته و كشتن و كشته شدن را تداوم میبخشند (قتل «پایك» در سكانس پایانی توسط نوجوانان مكزیكی)
آشنایی با سینما ، در سینمافردا
: براي به اشتراک گذاشتن اين مطلب با دوستان خود از لينک روبرو استفاده کنيد
|