پرونده فیلم کوتاه
معشوقِ بی‌عاشق
۰۶ بهمن ۱۳۸۸ - منبع : الناز دیمان
هیچ‌وقت از طرفداران جدی فیلم‌های كوتاه نبوده‌ام. به نظرم دنیای فیلم كوتاه نه جذابیت و نه قدرت و توانایی رقابت با یك اثر بلند سینمایی را دارد؛ در واقع دنیای فیلم كوتاه بسیار محدودتر و در مواردی بسته‌تر از فضای یك اثر بلند سینمایی است به شكلی که...
معشوقِ بی‌عاشق

هیچ‌وقت از طرفداران جدی فیلم‌های كوتاه نبوده‌ام. به نظرم دنیای فیلم كوتاه نه جذابیت و نه قدرت و توانایی رقابت با یك اثر بلند سینمایی را دارد؛ در واقع دنیای فیلم كوتاه بسیار محدودتر و در مواردی بسته‌تر از فضای یك اثر بلند سینمایی است به شكلی که نه اكران گسترده و عام فیلم بلند را دارد و نه می‌تواند به اندازه‌ی آن اثرگذار و جریان‌ساز باشد. فیلم‌های كوتاه اكثراً در جهانی ساده، جمع‌ و جور و تجربه‌گرا ساخته می‌شوند و جز در موارد اندك - به‌ویژه در كشور ما - رد پایی از عوامل حرفه‌یی سینما را نمی‌توان در آن دید. اما مهم‌ترین دلایل درونی و بیرونی مهجور ماندن فیلم كوتاه و عدم جذابیتش در مقایسه با فیلم بلند برای مخاطب كدام‌اند؟

محدودیت زمانی

زمان فیلم‌های كوتاه در طولانی‌ترین شكل ممكن به بیش از سی دقیقه نمی‌رسد و فرصتی برای پرداخت به جزییات و ارایه‌ی كامل اطلاعات چه در زمینه‌ی داستان و چه در مورد شخصیت‌ها وجود ندارد. محدودیت زمانی در فیلم كوتاه به‌اجبار همه چیز را فشرده و مختصر می‌كند.

یك اثر كوتاه به دلیل زمان محدودی كه در اختیار دارد مهلت چندانی برای درگیر كردن تماشاگر با فضای داستان و آدم‌های حاضر در آن را ندارد. در یك اثر بلند سینمایی كارگردان این امتیاز را دارد كه به‌تدریج مخاطب را با فیلم و قصه‌ی آن همراه كند اما فیلم كوتاه فاقد چنین موقعیتی است، وقت تنگ بوده و اتفاقاً به خاطر همین وقت كم حوصله‌ی مخاطبی كه انتظار دارد زودتر به نتیجه برسد هم محدود می‌شود.

در فیلم بلند همیشه این امید وجود دارد كه قصه مثل یك مشت بسته عمل كند و مخاطب هر آن این انتظار را دارد كه ورق در فیلم برگردد و اثر جذاب شود.

در واقع مخاطب به نوعی با این شكل از انتظار در فیلم‌های بلند كنار آمده و امیدوارانه دقایق اولیه كسالت‌بار بعضی فیلم‌ها را تحمل می‌كند. اساساً داستان بعضی از فیلم‌ها اصطلاحاً دیر استارت می‌خورد و دقایق ابتدایی آن صرفاً به معرفی فضای كلی اثر و شخصیت‌ها اختصاص پیدا می‌كند.

در مقابل مشت یك فیلم كوتاه از همان ابتدا باز است چرا كه وقتی برای به چالش كشیدن حوصله‌ی مخاطب و نرم‌نرمك همراه كردن وی با خودش را ندارد. یك فیلم كوتاه در ابتدا باید به قواعد و مؤلفه‌های خود كه همان احترام به وقت و مختصر و مفید بودن است، احترام بگذارد و در وهله‌ی بعد خواستار علاقه و توجه مخاطب باشد.

نمادگرایی مفرط به جای طرح داستان
حكایت فیلم كوتاه در كشور ما بسیار جالب است چرا كه بیش‌تر كارگردانان فیلم كوتاه در ایران دچار این سوءتفاهم جدی شده‌اند كه فیلم كوتاه قرار نیست قصه‌گو باشد در نتیجه همواره در جشنواره‌های داخلی با انبوهی از آثارِ ضدقصه‌ی نمادگرا مواجهیم كه نمادهای گل‌درشتشان را به جای قصه‌های درگیركننده و جذاب توی چشم‌مان فرو می‌كنند.

این وضعیت در طیف فیلم‌های موسوم به معناگرا به مراتب وخیم‌تر هم می‌شود؛ فیلم‌هایی كه از سطحی‌ترین و دم‌دستی‌ترین نمادها و اشارات به منظور فهماندن و تفهیم كردن مخاطب استفاده می‌كنند. در كل بیماری نمادگرایی مفرط و آزاردهنده‌ در فیلم‌های كوتاه ایرانی حكم همه‌گیر و رو به گسترش را پیدا كرده است و موضع تند و تیز سازنده‌های این قبیل آثار به اعتراض منتقدان معمولاً ختم به جواب‌های غیرمنطقی و به اصطلاح از سر بازكنی می‌شود.

مواردی مانند این كه زمان در فیلم كوتاه حكم طلا را دارد و وقت و فرصتی برای پرداخت‌های كلی و حاشیه‌چینی نداریم و در چنین شرایطی نمادها می‌توانند با مخاطب صحبت كنند و بار معنایی داشته باشند، بدون این‌كه وقت را هدر بدهند البته این كارگردانان عزیز فراموش می‌كنند بگویند كه حوصله‌ی خلق قصه و شخصیت‌پردازی را ندارند و راه میان‌برِ امتحان‌شده و سهل و بی‌خطر را ترجیح می‌دهند.

واقعاً تا چه زمانی قرار است دوربین دور خودش بچرخد و دود و مه ببینیم و رنگ سفید نماد پاكی و سفره‌ی ترمه و سیب نشانه‌های معنویت باشند! این‌طور نمادگرایی‌های بدسلیقه، سطحی‌نگرانه و از مد افتاده اشاره به عدم توانایی و تلاش كارگردان برای ایجاد فضا و خلق قصه و پیشبرد داستان فیلم به شكلی خلاقانه دارد.

عاملی كه خود موجب دلزدگی مخاطب باهوشی می‌شود كه به سرعت متوجه تنبلی و تقلب كارگردان شده و فیلم را پس می‌زند؛ كارگردانی كه می‌خواهد مجموعه‌یی از بی‌تجربگی‌ها و كم‌كاری‌های خود را به اسم اثر معناگرا یا بدتر از آن روشنفكرانه به خورد تماشاگرش بدهد.

كمبود نیروی حرفه‌یی و تخصصی

دستِ كم پنجاه درصد فیلم‌های بلند سینمایی ما در واقع داستان‌های فیلم‌های كوتاهی هستند كه زیادی كش آمده‌اند. داستان این فیلم‌ها بدون قابلیت گسترش و پرداخت به اصطلاح فقط پف می‌كنند تا به زمان مطلوب برای یك اثر بلند سینمایی برسند.

اما با وجود چنین شرایطی باز هم كارگردانان حرفه‌یی ما تمایلی به تبدیل این ایده‌های تك‌خطی‌شان به یك فیلم كوتاه قابل قبول را ندارند. واقعیت این است كه گردش‌ مالی فیلم‌های كوتاه در ایران تقریباً صفر است و در چنین اوضاعی دل بستن به بازگشت سرمایه‌ی صرف‌شده، كاری بیهوده به نظر می‌رسد.

سینمای فیلم كوتاهِ كشورمان نوزاد كم‌جانی است كه توانایی راه رفتن و استقلال را ندارد چه برسد به رشد و بلوغ و نبود سرمایه‌ی كافی سبب شده نیروهای حرفه‌یی و تخصصی هیچ انگیزه‌یی برای فعالیت در عرصه‌ی تولید فیلم كوتاه نداشته باشند.

در نتیجه فیلم كوتاه در ایران محدود به جریانی دانشگاهی و محلی مناسب برای كسب تجربه و آزمون و خطا كردنِ تازه‌كارها و حتی غیرحرفه‌یی‌ها گردیده است كه بیش‌تر این افراد از طرف هیچ نهاد و سازمانی حمایت مالی نمی‌شوند و با اندك سرمایه‌ی شخصی خود فیلم می‌سازند؛ فیلم‌هایی كه در آن‌ها بازیگر و كارگردان و تدوینگر و ... همه یك نفر است.

واقعاً چه توقعی می‌توان از این لشكر تك‌نفره داشت؟! از این عشاق سینما كه با سرمایه‌ی شخصی و فقط با تكیه بر احساس خود فیلم می‌سازند كه بگذریم به درجات كمی حرفه‌یی‌تر می‌رسیم؛ اما اوضاع در بین این گروه هم چندان جالب نیست.

ویروس جشنواره‌زدگی بیداد می‌كند و بیش‌تر جوانانی كه در این حوزه فعالیت دارند چشم به موفقیت در جشنواره‌های خارجی و داخلی دوخته‌اند چرا كه موفقیت در جشنواره‌ها یعنی دیده شدن كارشان توسط منتقدان و مخاطبان و این برای یك كارگردان فیلم كوتاه در شرایطی كه تقریباً هیچ امیدی به دیده شدن حاصل زحماتش ندارد، فرصتی طلایی محسوب می‌شود.

با توجه به چنین شرایطی كارگردانان و دیگر عوامل حرفه‌یی سینما رغبتی برای فعالیت در عرصه‌ی فیلم كوتاه نخواهند داشت چرا كه حاصل كار هر چه باشد در همان دنیای محدودِ سینمای فیلم كوتاه خواهد ماند.

كم‌لطفی تلویزیون و سینماداران به فیلم كوتاه و عدم تمایلشان برای به نمایش درآوردن فیلم كوتاه - به جز در مواردی معدود - باعث شده فیلم كوتاه مخاطبان بالقوه خود را از دست بدهد.

عدم معرفی آثار باارزش افراد مستعد و فعال در زمینه‌ی فیلم كوتاه كه نگاهی جدی و حرفه‌یی به این مقوله دارند باعث دوری و ناآشنایی هرچه بیش‌تر مخاطب عام نسبت به فیلم كوتاه شده است. اگر فیلم‌های کوتاه فاخر و جذاب امكان اكران بهتر را داشته باشند و یا تلویزیون اقدام به خرید و پخش این‌ گونه آثار كند و به‌مانند كاری كه برای فیلم‌های بلند سینمایی می‌كند از منتقدان توانمند برای بحث و بررسی این آثار استفاده كند، هم به جمعیت علاقه‌مندان فیلم كوتاه افزوده خواهد شد و هم سازندگان این فیلم‌ها به ادامه‌ی فعالیت دلگرم می‌شوند.

بعد از تحریر:

اما برگردیم به همان بحث اولیه‌ی این كه چرا فیلم كوتاه برایم هرگز جذابیت یك فیلم بلند را نداشته است.

شاید به این خاطر باشد كه فیلم‌های كوتاه خوبی كه دیده‌ام بسیار كم بوده‌اند. فیلم‌های كوتاه ایرانی اكثراً غیرحرفه‌یی و اعصاب خردكن و پر از ایرادهای فنی و سطحی‌نگری‌های محتوایی هستند و هر بار دیدنشان از اندك علاقه‌ام به سینمای فیلم كوتاه كم می‌كند؛ فیلم‌های ملال‌آوری كه بعد از تماشایشان خدا را شكر می‌كنم كه كوتاه بوده‌اند!

: براي به اشتراک گذاشتن اين مطلب با دوستان خود از لينک روبرو استفاده کنيد
۱ ۰۷ بهمن ۱۳۸۸
maani petgar
kheili kheili gham am gereft avale sobhi in yaad daashte KUTAH NAZARANEH ro khundam. had e aghal nevisandeh mitavaanest enghadr tavazoe daashteh baashad keh titr bezanad FILM haaye Kuttahe Irani.

Gheseye ishan maraa yaade oun gheseye Buda endaakht keh kasi raft pishe ou va goft "donyaa ro daareh aab mibareh" goft;"ki gofteh?" goftan "fil" fil ro aavordan goft "kargardan" dar aakhar residan beh 1 murcheh keh ghatreie aab oftaadeh budeh rush.

Bebakhshid keh majburam shomaa ro rojue bedam beh yaad daashti keh 15 saale ghabl baraaye majalleye film neveshtam va mohemtarin focusesh in bud keh CINEMAAYE ASIL TAR, RAHAA TAR va AZ HAMMEH laahaaz jazaab tar, film haaye kutaah va tajrobi ast...http://www.maanipetgar.com/maanipetgar/FarsiArticles/MP/183-1374.htm

omidvaaram tajrobiaate zendegi kami nesbiat, daanesh va tavaazoe beh hameye maan bedahad

maani petgar
(Bebakhshid, bandeh type Farsi nadaaram)
۲ ۰۹ بهمن ۱۳۸۸
پیام راد
از مدیران سایت سینما فردا خواهش می کنم در مورد مطلب بالا تجدید نظرهایی بفرماییند !
1 - در همه جای دنیا رسم است هر نقد یا نظری درباره ی مقوله ای خاص منتسب به نگارنده ی آن شود . به عنوان مثل : (نظر شخصی بنده این است که فیلم کوتاه ژانر مناسبی نیست ! ) یا ( از دیدگاه بنده "پیام راد" نویسنده ی مقاله ی بالا اطلاعات کمی درباره ی فیلم کوتاه و انواع آن داشته اند )
2- در سایتی که به رواج سینمای کوتاه می پردازد ، بعید است این گونه و در مقاله ای بلند بالا این ژاندر را تخریب کند و اجازه ی دفاع و بحث متقابل و میزگردی مجازی را به دیگران ندهد ! تا از فیلم کوتاه در مقابل سخنان این نگارنده ی از دیدگاه من فاقد سواد بصری دفاع کنند !
3- چنین نوشته های سطحی نگرانه ای که از روی احساس و دیدگاه ها و برداشت های شخصی و سطحی نوشته می شوند فاقد شرایط انتشار هستند !
4- کسی که خود درگیر ساخت ، تولید و یا ارائه ی فیلم کوتاه نیست ، و حتی از دور هم دستی بر آتش ندارد ، چگونه می تواند درباره ی فیلم کوتاه سخنرانی کرده و باید دید آیا این شخص صلاحیت نقد آن هم نقد قالبی که چیزی از آن نمی داند را دارد ؟
۳ ۱۶ تير ۱۳۸۹
نوید کیهان
این نوشته برداشت کاملا شخصی نویسنده است که با این قبیل یاد داشتها قصد دارند به کلی ژانرفیلم کوتاه را نحیف تر از اینکه هست کنند ودوستان بجای اینکه همه با هم کمک کنند سطح فیلم کوتاه را بالاتر ببرند(که بهبود سینمای کوتاه باعث رشد سینمای بلند ایران میشود)با این یادداشتها انگیزه و علاقه و... را در علاقه مندان وکسانی که در این ژانر کار می کنند از بین میبرند.


نام و نام خانوادگي
ايميل
کد امنيتي : عبارت نمايش داده شده را وارد نموده و سپس بر روي کليد ثبت نظر کليک کنيد

CAPTCHA image