مباحث نظری
سینما و اصلاح الگوی مصرف
۱۷ آذر ۱۳۸۸ - منبع : سینمافردا
نويسنده :

در حین نوشتن این سطور به ذهنم رسید که مگر هنرمند به‌راستی نظریه‌پرداز توسعه، جامعه‌شناس و مدیر راهبردی جامعه است که چنین انتظاری از او داریم؟
سینما و اصلاح الگوی مصرف

قرار بود در رابطه با نقش سینما در «اصلاح الگوی مصرف» در جامعه، مطلبی بنویسم.

محورهایی که در ذهنم شکل گرفت، عبارت بود از این که بگویم، نباید وقتی بحث اصلاح الگوی مصرف مطرح می‌شود، ذهن ما صرفاً روی مصرف منابع مادی جامعه متمرکز شود و مباحثی مثل وقت، تجربه، علم و مهارت، نیروی انسانی و سایر سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی مورد غفلت قرار گیرد و گاهی از آن هم محدودتر، یعنی موضوع در حد صرفه‌جویی در مصرف آب، برق و نان خلاصه شود، بلکه یک هنرمند دردمند و عاشق سازندگی کشور که می‌خواهد در شکل‌گیری مجدد تمدن اسلامی نقش و مشارکت جدی داشته باشد، باید دامنه‌ی تفکر و اندیشه‌ی خود را بر بام ایران و جهان سوار کند و ابتدا از خود بپرسد که: چگونه می‌توان تمدن ایران اسلامی را زنده کرد؟

ما برای رفتن به این سمت به چه منابعی نیاز داریم؟ این منابع را چگونه باید سازماندهی کنیم؟ تازه بعد از این مرحله، با نگاه آسیب‌شناسانه، سرنوشت مصرف منابع انسانی، فرهنگی، اجتماعی و مادی موجود را همراه با روش‌ها و سازماندهی مصرف این منابع را مورد نقد و ارزیابی قرار دهد تا همه‌ی این‌ها مقدمه‌یی باشد برای کشف ایده‌یی، طرحی، فیلمنامه‌یی و یا خلق یک اثر هنری که در خدمت اصلاح الگوی مصرف باشد.

در حین نوشتن این سطور به ذهنم رسید که مگر هنرمند به‌راستی نظریه‌پرداز توسعه، جامعه‌شناس و مدیر راهبردی جامعه است که چنین انتظاری از او داریم؟

او انسانی است که از موضع دلسوزی به معضلات قابل رؤیت در روابط روزمره‌ی جامعه نگاه می‌کند و در مواردی که اهل مطالعه و نظر باشد، حداکثر در یکی از مباحث فلسفی یا عرفانی یا معضلی از معضلات جامعه می‌تواند ورود کند و اگر بخواهیم این بحث را با هنرمندان عرصه‌ی سینما مطرح کنیم، حداکثر می‌توان از آن‌ها درخواست کرد که اگر می‌توانید و علاقه دارید، بیایید و بر اساس مطالعات کاربردی، روی پاسخ این سؤال که چرا کار ما مردم به این‌جا رسیده است که مسئله‌ی اصلاح الگوی مصرف در حدی از اهمیت قرار گرفته است که به‌ناچار به شعار سال تبدیل شده، فیلم مستند یا داستانی بسازید یا موضوع ساده‌تری را انتخاب کنید.

برای مثال چه شد که درآمدهای نفتی که باید موتور پیشرفت جامعه‌ی ما شود، به بالاترین شاخص‌های مصرف انواع کالاها تبدیل شد؟ اگر این‌ها هم خیلی پیچیده است، روی این موضوع کار کنید که نقش مثبت و منفی کاندیـداهای ریـاست جـمهوری و نمایندگان محترم مجلس در توسعه‌ی مصرف بی‌رویه و تخریب الگوی مصرف در جامعه‌ی ما در طول سی‌ سال اخیر چه بوده است؟

اگر این هم موضوعی نیست که در این فضای حساس به آن بپردازیم، دستِ كم روی این ﺳؤال فکر کنیم که، نقش فیلم‌های سینمایی تولیدشده‌ی بعد از انقلاب، روی اصلاح یا تخریب الگوی مصرف در جامعه‌ی ما چه بوده است؟

اگر می‌گویید این هم وظیفه‌ی نهادهای حکومتی و دستگاه‌های اجرایی مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، حداقل از خودتان ﺳؤال کنید، فیلمی که در حال ساخت دارید چه تأثیری در اصلاح الگوی مصرف جامعه دارد؟

شاید گفته شود که ما اساساً تلقی خاصی از این مفهوم نداریم که الگوی مصرف چیست و چه ارتباطی با فرهنگ و سینما دارد؟ و بهتر است «خانه‌ی سینما» یک نشست علمی بگذارد و با دعوت از صاحبان‌ نظر و اهالی سینما پیرامون نقش سینما در تغییرات الگوی مصرف جامعه به بحث و تبادل نظر بنشینند و در آن‌جا بحث کنند که چگونه می‌توان به صورت غیرمستقیم در لابه‌لای گفت‌وگوها، صحنه‌پردازی‌ها و قهرمان‌سازی‌ها کمکی به اصلاح الگوی مصرف جامعه کرد.

اگر این هم شدنی نیست، در نهایت بیایید با هم فکر کنیم که راستی سینمای موجود کشور ما، چه نقش مثبت و منفی در تحولات جامعه‌ی امروزمان دارد؟

به بیان دیگر، الگوی مصرف سینما در جهان و ایران چیست و آیا باید فرقی داشته باشد یا نه؟

به این‌جا که رسیدم، به نظرم رسید حرفم را پس بگیرم و هیچ چیز از خواننده‌ی محترم نخواهم، چرا که پرداخت همین پول‌های بی‌زبان نفت و یارانه‌های تزریقی، در همه‌ی ارکان کشور و از جمله در عالم فرهنگ و هنر موجب شده است که هر نوع سؤالی از مصرف‌کنندگان بیت‌المال در این رابطه و از این جنس که شما چه امکاناتی از جامعه می‌گیرید و چه چیز به جامعه پس می‌دهید؟ به یک توهین بزرگ تبدیل شود و مخاطب را ناراحت و گله‌مند ‌سازد!

لذا بهتر دیدم به عنوان یک مدیر فرهنگی در حد چند جمله عرض کنم که اگر اهالی سینما دور هم می‌نشستند و یک بار روی چند ﺳؤال زیر فکر می‌کردند و جواب‌های تفاهم‌شده‌ی خود را منتشر می‌کردند، ما مدیران فرهنگ و هنر، ابزار کافی برای گرفتن سهم بیش‌تری از درآمدهای نفتی برای تزریق به سینمای ایران پیدا می‌کردیم.

عمده‌ی ﺳؤالات این‌هاست:

1- چرا دولت باید برای داشتن سینمای درخور نام ایران یارانه بدهد؟

۲- شیوه‌ی کنونی ارایه‌ی کمک و تزریق یارانه چه آثار مثبت و منفی برای سینمای ایران در بر داشته است؟

۳- این یارانه را چگونه و در چه نقطه‌یی و با چه روشی باید توزیع کرد تا عامل پویایی و توسعه‌ی سینمای ایران گردد؟

۴- چگونه می‌توان بین محتوای فیلم‌های سینمایی و حل معضلات فرهنگی جامعه پیوند بیش‌تر و عمیق‌تری برقرار کرد که نقش سینمای ایران در فرهنگ جامعه سازنده‌تر شود؟

۵- چگونه می‌توان روش‌های ناقص ممیزی موجود را به روشی مؤثر در تقویت انگیزه‌های اصلاحی خود فیلمنامه‌نویسان، کارگردانان و تهیه‌کنندگان تبدیل كرد و فطرت پاک آنان را با دلسوزی برای کشور به هم پیوند زد؟

۶- چگونه می‌توان شرایط موجود را که در آن «ستاره‌های سینما» عامل موفقیت فیلم‌ها شده‌اند و این مسئله موجب بروز مخالفت‌های تازه‌یی برای کمک به سینما شده است، به سمت تولید فیلم‌هایی بامحتوا، اما مخاطب‌پسند سوق داد؟

۷- چگونه می‌توان با بهره‌گیری از علم، فن‌آوری، هنر و مدیریت، فیلم‌هایی را تولید کرد که توأماً اصلاح فرهنگ و بازگشت سرمایه را در کنار یکدیگر به همراه داشته باشد؟
و در نهایت چگونه می‌توان از ظرفیت سینمای ایران برای حضور در بازارهای جهانی و توسعه‌ی اقتصاد فرهنگ کمک گرفت؟

همان‌طور که ملاحظه می‌شود، در شرایط حاکم بر سینمای ایران فقط می‌توان ﺳؤال طرح کرد. با این امید که در سایه‌ی همت والای همه‌ی دست‌اندرکاران صاحب‌نظر در سینمای ایران بتوانیم بر مبنای پاسخ‌های دریافتی، برنامه‌ریزی و حرکت نماییم .


آشنایی با سینما ، در سینمافردا

: براي به اشتراک گذاشتن اين مطلب با دوستان خود از لينک روبرو استفاده کنيد


نام و نام خانوادگي
ايميل
کد امنيتي : عبارت نمايش داده شده را وارد نموده و سپس بر روي کليد ثبت نظر کليک کنيد

CAPTCHA image